Flag

An official website of the United States government

ک زن و شوهر ریشه های خانواده ناواهو-ایرانی خود را در آشپزی منعکس می کنند.
به مناسبت ماه میراث بومیان آمریکا
6 در یک دقیقه بخوانید
20 دسامبر 2021

عکس دست فرزند راشل و پویا در مراسم “اولین خنده”

 

درحالیکه ماه میراث بومیان آمریکا را گرامی می داریم، شما را به دیدن خانواده های بسیاری از کارمندان وزارت امور خارجه، از جمله خانواده ما – یک خانواده ناواهو- ایرانی دعوت می کنیم. شوهرم پویا، یک ایرانی است که در طول جنگ ایران و عراق همراه خانواده اش به آمریکا مهاجرت کرد. او حرفه خود را در خدمات عمومی با پیوستن به تفنگداران دریایی ایالات متحده آغاز نمود. از آن زمان، او در سمت های مختلف در دولت فدرال خدمت کرده است. پویا اغلب به این واقعیت می‌ بالد که فقط در آمریکا است که یک مهاجر نسل اول می ‌تواند با یک بومی آمریکایی ازدواج کند و می توانیم فرهنگ ‌های ترکیب شده مان را به نسل بعدی منتقل کنیم. مشترک ترین پلتفرم خانواده ما غذا و آشپزخانه مان است.

در سنت ملت ناواهو (Din é) آشنایی با افراد با معرفی هویت و ریشه هایمان آغاز می شود. این کار فرد را قادر می سازد تا با دیگران رابطه برقرار کند. در طول سال‌ ها، این آیین موجب آشنایی من با بسیاری از بستگانی که ملاقات نکرده بودم و حتی نمی دانستم وجود دارند، از جمله خویشاوندان خونی و قبیله ای گشته است. برای مثال، من با بسیاری از پدربزرگ ها و مادربزرگ ها (آنهایی که هم قبیله ای پدربزرگ مادری من (cheii) هستند) آشنا شدم و حتی با شوخی به یکی از دوستان یهودی ام گفتم که بر اساس روابط مشترک مان او پدربزرگ پدری (nali hosteen) من است.

من هویت و میراث متنوعی دارم. مادر ناواهوی من از قبیله گپ این دِ راک ( Gap in the Rock) و قبیله تاورینگ هاوس (Towering House) است و نیاکان پدرم اهل اروپای غربی و از یهودیان اشکنازی اروپای شرقی هستند. هیچ وقت فکر نمی کردم یک روز با همسرم پویا رضایی که در کودکی از ایران مهاجرت کرده بود آشنا شوم و با او ازدواج کنم. وقتی برای اولین بار در یک رستوران شلوغ واشنگتن دی سی با هم ملاقات کردیم، در ابتدا فکر کردم: “مرد واقعاً خوبی است، اما چه وجه مشترکی می توانیم داشته باشیم؟” همه اولش همینو میگن!

_________________________________________________

“پویا اغلب به این واقعیت می‌ بالد که فقط در آمریکا است که یک مهاجر نسل اول می ‌تواند با یک بومی آمریکایی ازدواج کند و فرهنگ ‌های ترکیب شده مان را به نسل بعدی منتقل کنیم.”

– راشل نوواک، کارمند فدرال و عضو ملت ناواهو

________________________________________________

راشل نوواک و پویا رضایی در مراسم ازدواج ناواهو- ایرانی خود

 

راشل نوواک و پویا رضایی در مراسم ازدواج ناواهو- ایرانی خود

 

راشل نوواک و پویا رضایی در مراسم ازدواج ناواهو- ایرانی خود

شش سال از آشنایی ما می گذرد و امروز ما دو فرزند خردسال داریم و در البوکرکی، نیومکزیکو نزدیک به سرزمین خانواده ‌ام و نزدیکتر به خانواده شوهرم در جنوب کالیفرنیا زندگی می‌ کنیم. ما خوشبخت هستیم، (با نیهیلداهوزو)! ما با هم به عنوان یک خانواده راه‌ هایی برای سازگاری با هویت ‌های متنوع یکدیگر و حفظ ریشه‌ های خود پیدا می کنیم.

وقتی میراث خانوادگی خود را برای دیگران توصیف می کنیم، اغلب حیرت زده و با تعجب و کنجکاوی به ما نگاه می کنند. اتفاقاً چند سال پیش، تم عهدهای مراسم ازدواج مان، تفاوت‌هایمان بود: “ممکن است من از غرب باشم و تو از شرق، اما خورشید نیز از یک جهت طلوع می ‌کند و در سوی دیگر غروب می‌ کند. … ممکن است زبان مادری مان متفاوت باشد، اما از نیاکان قدرتمند و پایداری می آید و ما می دانیم چطور از صدایمان استفاده کنیم… ممکن است من از غذاهای ساده پخته شده روی شعله آتش لذت ببرم و تو از طعم و مزه  یک غذای پنج ستاره، اما هر دو می دانیم که غذا فقط برای تغذیه نیست، بلکه به منزله عشق و برای اشتراک گذاری بوده و بخشی از هویت ماست.”

آن نکته آخر در مورد غذا، برای ما یک نقطه مشترک بسیار مهم بوده است. در آشپزخانه ما نه تنها مواد اولیه خواربار فروشی محلی، بلکه مواد غذایی، ادویه جات و وسایل آشپزی نیاکانمان نیز یافت می شوند که خاطرات بسیاری را در خود جای داده و یادآور میراث ما هستند. یکی دیگر از تجربه های مشترک اجداد ما – چه به تازگی و چه از چند نسل گذشته – آوارگی است. نیاکان ناواهوی من بین سال‌ های ۱۸۶۳ تا ۱۸۶۶ از سرزمین ‌های مان بین چهار کوه مقدس به سمت باسک ریداندو در فورت سامنر (که به عنوان «پیاده روی طولانی» شناخته می‌شود) رانده شدند. این حرکت و جابجایی اجباری بسیاری دیگر از قبیله ها به  کمپ های حفاظت شده، منجر به محدود شدن دسترسی و ارتباط بومیان آمریکایی با زمین و غذا شد که تا آن زمان آنها را پایدار نگه داشته بود.

_________________________________________________

“ممکن است من از غرب باشم و تو از شرق، اما خورشید نیز از یک جهت طلوع می ‌کند و در سوی دیگر غروب می‌ کند.”

راشل نوواک – در بازگو کردن عهدهای مراسم ازدواجشان

________________________________________________

ما شباهت های زیادی را بین ناپایداری در هویت فرهنگی جوامع بومی آمریکا و بسیاری از جوامع مهاجر، از جمله ایرانیان می بینیم. ما به عنوان یک خانواده سعی می کنیم تا حد ممکن غذاها و مواد غذایی سنتی ناواهو و ایرانی را به آشپزخانه و باغچه خود بیاوریم. شوهرم یک کسب و کار اجتماعی تأسیس کرده است که بر اساس مفهوم “نوش”، به سلامتی وجود، ایجاد شده و با پیدا کردن غذاها و فرهنگ های مختلف به ایجاد ارتباط بین خانواده ها و جوامع کمک می کند.

زندگی ما در روز ازدواجمان به هم پیوند خورد. ما در سال ۲۰۱۷ یک مراسم سنتی ناواهو داشتیم که شامل سبد عروسی ناواهو که یک عنصر اساسی مراسم است، بود. در این سبد آموزه های بسیاری برای داشتن یک زندگی خوب و همچنین اولین وعده غذای مقدس برای عروس و داماد وجود دارد. پس از شستن دست ‌های یکدیگر، پودینگ ذرت آبی را که در سبد بود خوردیم و سپس از همه مهمانان دعوت کردیم تا به ما بپیوندند. آن سبد عروسی اکنون در آشپزخانه ماست تا یادآور آموزه های مقدس و اولین وعده غذای مقدس در آغاز زندگی مشترکمان باشد. یک هفته بعد، ما دوباره پیوند خود را طبق آداب و رسوم ایرانی که قدمت آن به هزاران سال پیش برمی گردد، جشن گرفتیم. یک عنصر مشخص و خاص عروسی ایرانی، سفره عقد است. هر کدام از اجزای سفره عقد پر از معنای ویژه و زیبا و بیانگر نمادی از زندگی است، از جمله: آینه (نماد نور و روشنایی در آینده زوج)، سیب (نماد خلقت الهی)، شمع (نماد آتش و انرژی)، آجیل (نماد باروری!)، اسپند (نماد پاکی و سلامتی) و گل های فراوان و زیبا. همانطور که در سنت ناواهو عروس و داماد پودینگ ذرت آبی می خورند، در مراسم عقد ایرانی، عروس و داماد عسل در دهان یکدیگر می گذارند تا در زندگی جدیدشان مایه شیرین کامی و دل آرامی هم باشند. سبد عروسی ناواهو و کوزه آبی که در مراسم ناواهو برای شستن دست های یکدیگر استفاده کرده بودیم را روی سفره عقد ایرانی مان نیز قرار دادیم.

یکی دیگر از مشترکات فرهنگی ما یک مهمانی سنتی به مناسبت اولین خنده یک نوزاد ناواهو است و به این معنا است که آن نوزاد، زندگی در این دنیا را انتخاب کرده است، (باور بر این است که نوزادان قبل از اولین خنده ‌شان بین این دنیا و دنیای مردم مقدس قرار دارند). ما برای پسر کوچکمان که در طول تعطیلی های کووید-۱۹ به دنیا آمد، یک جشن خنده برگزار کردیم. رسم بر این است که کسی که کودک را می خنداند باید برای او یک جشن برگزار کند و در آن با دست زدن نوزاد به غذای همه به آنها برکت می بخشد زیرا در این مدت نوزادان را بسیار مقدس می دانند. جشن پسر کوچک مان شامل یک خورش گوسفند سنتی ناواهو بود؛ ترکیبی خوشمزه از ذرت خشک شده، گوشت گوسفند، نمک، نان ترتیا (نانیسکید)، نان سرخ شده، آبگوشت، سالاد و البته نمک ویژه ای که نوزاد به همه مهمانان هدیه می دهد تا در طول زندگی سخاوتمند باشند.

نان سرخ شده در آشپزخانه خانواده

آیا ما تنها خانواده هستیم؟ در حالیکه مردم اغلب تصور می کنند ما تنها خانواده ناواهو- ایرانی هستیم، با خوشحالی می گویم که چنین نیست! ما با خانواده‌های دیگری ملاقات کرده ‌ایم که مادران ناواهو و پدران ایرانی هستند و با کنارهم آوردن میراثشان، فرزندان خود را با هر دو هویت بزرگ می‌ کنند. اینها فقط چند مورد از جزئیات پر مفهومی است که خانواده‌ ها و ریشه های ما را به هم مرتبط می کنند. اگر چه ممکن است پیوند ما بعید و هویت خانوادگی ما غیر معمول به نظر برسد، پاسخ من به همه اینها این است که ما یک خانواده مدرن قرن بیست و یکم هستیم.

درباره نویسنده: راشل نوواک عضو ملت ناواهو است و در برنامه قبیله ای تاب آوری اقلیمی در دفتر امور بومیان(BIA)  وزارت کشور ایالات متحده در سمت هماهنگ کننده علوم اقلیمی خدمت می کند. او با  پویا رضایی که در مرکز تعامل جهانی وزارت امور خارجه ایالات متحده خدمت می کند، ازدواج کرده است.

یادداشت سردبیر: این مقاله بخشی از مجموعه مقالات تیم ارتباطی کارمندان دفتر امور عمومی جهانی است که به کارمندان وزارت امور خارجه و خانواده هایشان این فرصت را می دهد تا با ارائه ویژگی های زندگی شخصی شان نشان دهند که خانواده هایی که این وزارتخانه را تشکیل می دهند چگونه به تحکیم دیپلماسی و سیاست خارجی آمریکایی کمک می کنند.